تبليغاتX
طوبی


 

اسرار حج 

خانه ای است حج، که هر که مقیم این خانه شد، مقام یافت

و هر که  ساکن این حریم گشت، به سکون نفس رسید.

درختی است حج، که اگر دست نیاز به شاخه های کرامتش بیاویزی

و اگر دامن طلب زیر شاخه طوبی بگستری، حکمت و نور نصیبت می شود

و اگر در سایه اش نشینی، خنکای یقین را حس می کنی.

مدرسه ای است حج، که کتاب و دفترش عمل و تزکیه است

و سازنده اش ابراهیم و اسماعیل و جبرئیل است و بنیانش تقواست

آنکه در این مدرسه نام نویسد، باید مشق بندگی را خوب بنویسد

و خط خلوص را زیبا بنگارد.

شهری است حج، که کعبه کانون و مرکز آن است

و مناسک حج آیین نامه زیستن در این شهر است

و شهری است آباد و آزاد و زادگاه دین و خاستگاه قرآن.

رودخانه ای است حج، که هر که تن و جان در آن شست،

دریایی شد و دریا شد.

دریایی است حج، موج خیز و گهر ساز

که نسیم ساحل این دریا، روح را شاداب می کند.

چشمه ای است حج،  که هر که از آن نوشید، تشنه تر شد

و هر که حلاوت آن را یافت، شیفته تر گشت

و هر که چهره جان در زمزم معارفش شست، پاکدل شد.

دنیایی است حج، که همه کائنات بر مدار مطاف سیر می کند

و حاکم آن خداست

و آنکه قدم به این نشأه می نهد؛ وارد منظومه بندگی می شود.

ضیافتی است حج، با میزبانی خدا

و سفره ای گشوده تا ابدیت، تا آخرت، تا بهشت، تا رضوان و رحمت (الهی).

ندایی است حج، پیچیده در گوش زمان

برخاسته از حنجره ابراهیم، پرطنین و آهنگین و دلنشین

که آهنگ ملکوت دارد و نغمه خلد برین.

عبادتی است حج، عزت آفرین و شکوه بخش و قدرت ساز

رمز وحدت و همبستگی، مایه معرفت و همدلی

(برگرفته از کتاب روح حج، جواد محدثی)

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388;ساعت 9:9;  توسط کانون;  | 

 

                                     

آغاز دهه کرامت

از میلاد کریمه اهل بیت حضرت معصومه (سلام الله علیها)  تا میلاد خورشید تابان طوس، امام رئوف، شمس الشموس حضرت امام رضا (علیه السلام)   بر تمامی شیعیان و مسلمانان جهان مبارک باد!

    

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388;ساعت 21:8;  توسط کانون;  | 

 

 

با نسیم گل معطر شد فضا

از وجود فاطمه اخت الرضا

دخت معصومی و خود معصومه ای

در جوار تو عجب دارد صفا

ما به درگاه تو رو آورده ایم

تو  شفیعی بهر ما اشفعی لنا

مهر تو بر سینه ام گشته اجین

کی دلم گردد ز مهر تو جدا

چشم امید من و احسان تو

از کرم بنما روا حاجات ما

            

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388;ساعت 10:55;  توسط کانون;  | 

 

احمد ار بگشايد آن پر جليل                       تا ابد مبهوت ماند جبرئيل

                 چون گذشت احمد ز سدره و مرصدش               وز مقام جبرئيل و از حدش

 گفت او را هين بپر اندر پيم                       گفت رو رو كه حريف تو نيم

                     باز گفتا کز پيم آى و مايست                 گفت، رو زين پس مرا دستور نيست

    باز گفت او را بيا اى پرده‏ سوز                  من به اوج خود نرفتستم هنوز

                 گفت ‏بيرون زين حد، اى خوش فرمن                  گر زنم پرى بسوزد پر من

                   حيرت اندر حيرت آيد زين قصص                    بيهشى خاصه كان اندر اخص

مثنوی معنوی (مولانا)

 ﴿ منزه است آن [خدايى] كه بنده‏اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى كه پيرامون آن را بركت داده‏ايم سير داد تا از نشانه‏هاى خود به او بنمايانيم كه او همان شنواى بيناست

آیه اول سوره اسراء و همینطور آیات  ١٨- ١ سوره نجم اشاره به معراج پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) دارد. سفری که در آن رسول الله (صلی الله علیه و آله) از مسجد الحرام به مسجد الاقصی و سپس به آسمان ها و ملکوت سفر کردند و حقایقی را دیدند و به مقامی رسیدند که احدی بجز  ایشان به آن مقام اعلی نرسیده است. در این سفر جبرئیل امین، از فرشتگان مقرب الهی، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را همراهی می کرد. هنگامی که در به سدرة المنتهی و به پایان حجاب‌ها رسیدند، جبریل گفت: ای رسول خدا بعد از این خودت به جلو قدم بردار، زیرا من بیشتر از این نمی‌توانم جلو بروم و اگر به اندازه بند انگشتی جلو بروم خواهم سوخت .

بدو گفت سالار بیت الحرام           که ای حامل وحی، برتر خرام

بگفتا  فراتر مجالم  نماند           بماندم که نیروی بالم نماند

فروغ تجلی بسوزد پرم             اگر یک سر موی برتر پرم

بوستان (سعدی)

امام باقر (علیه السلام) روايت است كه چون پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به سدرة المنتهى رساندند، جبرئيل ديگر همراهى اش نكرد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: آيا در چنين مقامى مرا تنها مى گذارى؟ جبرئیل گفت: تو هم چنان پيش برو، به خدا سوگند تو به حدى پيش رفته اى كه احدى از خلق خدا كه قبل از تو بودند به اين حد پيش نرفتند.     بحارالانوار: ج ‏١٨، ص ٣٨٢، باب ٣، روايت ٨٦) 

شیخ طوسى در امالى از امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت كرده كه فرمود: در شب معراج چون داخل بهشت‏ شدم، قصرى از یاقوت سرخ دیدم كه از شدت درخشندگى و نورى كه داشت، درون آن از بیرون دیده مى‏شد و دو قبه از در و زبرجد داشت. از جبرئیل پرسیدم: این قصر برای كیست؟ گفت: از آن كسى كه سخن پاك و پاكیزه گوید، و روزه را ادامه دهد ( و پیوسته گیرد) و اطعام طعام كند، و در شب هنگامى كه مردم در خوابند تهجد (نماز شب) انجام دهد؟

حضرت على (علیه السلام) گوید: من به آن حضرت عرض كردم: آیا در میان امت ‏شما كسى هست كه طاقت این كار را داشته باشد؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: هیچ مى‏دانى سخن پاك گفتن چیست؟ عرض كردم: خدا و پیغمبر داناترند! فرمودند: كسى كه بگوید: (( سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله و الله اكبر )) ، هیچ مى‏دانى ادامه روزه چگونه است؟ گفتم: خدا و رسولش داناترند! فرمودند: ماه صبر (یعنى ماه رمضان) را روزه گیرد و هیچ روز آن را افطار نكند و هیچ دانى اطعام طعام چیست؟ گفتم: خدا و رسولش داناترند! فرمودند: كسى كه براى عیال و نان خواران خود (از راه مشروع) خوراكى تهیه كند كه آبروى ایشان را از مردم حفظ كند، و هیچ مى‏دانى تهجد در شب كه مردم خوابند چیست؟ عرض كردم: خدا و رسولش داناترند! فرمودند: كسى كه نخوابد تا نماز عشاء آخر خود را بخواند (در آن وقتى كه یهود و نصارى و مشركین مى‏خوابند).

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388;ساعت 9:42;  توسط کانون;  |