تبليغاتX
طوبی


                        

همه تن جان شدم ای جان که کنم جان به فدايت
سر سودايی خود را بکشانم به منايت
من به جان می خرم اين هروله سعی و صفا را
می کنم سعی در اين ره که برم پی به صفايت
کی شود همچو پرستو، به حريم تو کنم رو
نکنم روی بدان سو که نه آن است رضايت
همره خيل ملايک به لبم نغمه لبيک
پرِ حيرت بگشايم به گلستان لقايت
با دلی سوخته از غم، به لب چشمه زمزم
قدحی نوشم و آيم به سوی صحن سرايت
چه مبارک بود آن دم که به ياد تو زنم دم
زتو دردی بستانم، نکنم ميل دوايت
منم آن بنده مسکين که گناهش شده سنگين
تويی آن خسرو شيرين که چو درياست عطايت
همه کارم شده مشکل، دگر از گريه چه حاصل
چه کنم با دل غافل که نکرده ست هوايت 
تويی آن سرور و مولا، کرمت بر همه پيدا
تو زبس خوبی و زيبا، نکند ديده رهايت 
من اگر هر چه که هستم، ز می عشق تو مستم
چه کنم گر نزنم اين همه پيوسته صدايت 
گهِ تقصير شد اکنون، بگذر زين دل مجنون
که بجز لغزش و تقصير نياورد برايت
تو شه بنده نوازی، تو برازنده نازی
نگهی کن به گدايی که سرافکنده به پايت

                                                   (لبیک  همایون علیدوستی)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387;ساعت 22:28;  توسط کانون;  | 

 

  • در جلسات

کسانی که با مردم معاشرت دارند، نحوه رفتارشان در جلسات می تواند جذب کننده یا دفع کننده حاضران در جلسه شود. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مجالس جای خاصی را برای خود تعیین نمی کردند و هر جا که جا بود  می نشستند. روی زمین می نشستند و روی زمین غذا می خوردند.

در جلسات به همه یکسان نگاه می کردند تا کسی احساس تبعیض در نگاه (و توجه به مخاطب) نکند. پیامبر (صلی الله علیه و آله)  بیش از همه ادب اجتماعی را رعایت می کردند و هرگز دیده نشد که ایشان پای خود را در حضور دیگران دراز کنند. جلسات پیامبر (صلی الله علیه و آله)  مجلس بردباری، شرم و حیا، صدق و امانت بود. هرگز در جلسات ایشان سر و صدا و فریاد شنیده نمی شد و حرمت افراد مورد هتک قرار نمی گرفت. بزرگان و سالخوردگان مورد تکریم و احترام قرار می گرفتند و به خردسالان ترحم و شفقت می شد.

          

در محضر آن حضرت، وقتی سخن گفته می شد، همه گوش می کردند و سخن یکدیگر را قطع نمی کردند. محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)  جلسه طرح نیازها از سوی مردم و پاسخگویی از سوی آن حضرت بود. وقتی کسی نزد ایشان بود و نیاز و کاری را مطرح می کرد، ایشان آنقدر تحمل می کردند و گوش می دادند تا سخن او به پایان برسد. اگر در توانشان بود، حاجت او را بر می آوردند و گرنه با گفتاری دلنشین او را خرسند می ساختند.

محضر پیامبر (صلی الله علیه و آله)  همواره پربار بود، هم از جهت شناخت معارف دینی و هم الهام گیری از اخلاق و سلوک اجتماعی و گرایش و عنایت به عبادات و تکالیف دینی.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387;ساعت 9:0;  توسط کانون;  | 

از حضرت زهرا (سلام الله علیها) روایت شده است که در حالی که بستر را گسترانیده و می خواستم بخوابم، پدرم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وارد شدند و فرمودند: ای فاطمه! مخواب مگر اینکه چهار عمل را انجام داده باشی: قرآن را ختم نمایی و انبیا را شفیع خود گردانی و مؤمنین را از خود راضی کنی و حج و عمره به جا آوری. این را فرمودند و به نماز مشغول شدند.

من هم کنار بستر ایستادم تا نمازشان تمام شد. پس گفتم: ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)  مرا به چهار چیز امر نمودی که در این حال نمی توانم انجام دهم. حضرت تبسمی نمودند و فرمودند: اگر سه مرتبه سوره اخلاص (توحید) را بخوانی مثل این است که ختم قرآن کرده ای و اگر بر من و انبیا گذشته درود فرستی، شفیعانت در روز قیامت شده ایم و اگر برای مؤمنین استغفار نمایی، همه از تو راضی خواهند بود و اگر بگویی " سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر" ثواب حج و عمره بدست آورده ای.

(چهل گوهر از زهرای اطهر (س)، ص ٤٦)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387;ساعت 16:8;  توسط کانون;  | 

 

قَلْبُ المُومِن عَرشُ الرّحْمن

           گفت پیغمبر که حق فرموده است

                                                    من نگنجم هیچ در بالا و پست

             در زمین و آسمان و عرش نیز

                                                     من نگنجم این یقین دان ای عزیز

              در دل مومن بگنجم ای عجب

                                                     گر مرا خواهی در آن دل ها طلب

 

مولوی

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387;ساعت 12:54;  توسط کانون;  | 

                       

از افلاطون در زمان تحصیل پرسیدند که چرا به معلّم خود بیشتر از پدرت احترام می کنی؟ گفت: به سبب آنکه پدرم مرا از آسمان به زمین آورد و معلّم به واسطه آموختن علم مرا از زمین به آسمان رساند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387;ساعت 12:57;  توسط کانون;  | 

۱۰ اردیبهشت روز ملی خلیج فارس گرامی باد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387;ساعت 21:29;  توسط کانون;  | 

 

لقمان حکیم به پسرش فرمود:  فرزند عزیزم! دنیا دریای عمیق و ژرف است؛ و افراد بسیار زیادی در این دریا هلاک شده اند.

پس به یاد داشته باش که:

کشتی خود را در این دریای ژرف، ایمان به خدا قرار دهی.

و بادبانش را، توکل به خدا نصب نمایی.

و توشۀ خود را در آن، تقوای خداوند عز و جلّ  قرار دهی.

اگر از این دریا نجات یافتی، به کمک رحمت الهی رسته ای.

و اگر هلاک شدی به سبب گناهان خودت به مهلکه افتاده ای.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387;ساعت 9:12;  توسط کانون;  | 

  • در اجتماع

جاذبه شخصی هر کس تا حد زیادی مرهون رفتار محبت آمیز او  با مردم و ارزش قائل شدن به انسان هاست. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با مردم چنین رفتاری داشتند. اگر کسی از یاران غایب و در سفر بود، برایش دعا می کردند؛ اگر در شهر بود، به دیدارش می رفتند. ایشان در دورترین نقاط شهر مدینه به عیادت بیماران می رفتند و در تشییع جنازه مردم شرکت می کردند.

در برخورد با مردم همواره متبسم بودند و چهره ای خندان داشتند. همواره با مردم خوشرو و خوش برخورد بودند. پیامبر (صلی الله علیه و آله)  با هر کس برخورد می کردند، آغاز به سلام می کردند و با او دست می دادند.

با آنکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)   از نظر فکر، علم، عصمت، پاکی و فضایل روحی و معنوی در سطحی بالاتر از مردم بودند، اما نحوه معاشرت و برخوردشان مردمی بود و در حرف زدن در سطح مردم سخن می گفتند.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله)  مظهر رأفت الهی بودند و این رأفت و رحمت در رفتار و سیره ایشان متجلی بود. در نمازها و خطبه ها رعایت حال مردم را می کردند. گاهی در نماز جماعت که صدای گریه کودکان به گوششان می رسید، نماز را سریعتر به پایان می رساندن تا مادر به کودکش برسد. خطبه هایشان از همه کوتاهتر بود و حرف های بیهوده و بی ثمر در سخنانشان نبود.

در برخورد با مردم در جامعه با سعه صدر و بزرگواری رفتار می کردند. عذرخواهی کسی که از ایشان معذرت می طلبید را قبول می کردند و هرگز بدی را با بدی پاسخ نمی دادند. دلی زلال و سرشار از صفا و محبت نسبت به یاران داشتند و از اینکه در حضورشان بدی ها و لغزش های دیگران را مطرح کنند، منع می کردند.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387;ساعت 8:14;  توسط کانون;  | 

 

امام صادق (علیه السلام): مَن قَرَأ اَلقُرانَ وَ هُوَ شابٌّ مَومنٌ اختَلَطَ القُرانُ بلَحمه وَ دَمه

کسی که قرآن بخواند در حالی که جوان با ایمان باشد، قرآن با گوشت و خونش آمیخته می شود.

اصول کافی، ج ٤ ، ص ٤٠٥

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387;ساعت 8:9;  توسط کانون;  |