مفضّل بن عمر از اصحاب جلیل القدر امام صادق (علیه السلام) و امام کاظم (علیه السلام) بوده و از جایگاه رفیع و منزلتی عظیم برخوردار بوده است. امام صادق (علیه السلام) حدیث بلندی را در چهار روز و چهار نشست، بر مفضّل املا فرمودند که در مجموعه ای به نام توحید مفضّل گردآوری شده است. امام صادق (علیه السلام) در (این مجموعه) هر جلسه بخشی از شگفتی های عالم را برای مفضّل شرح داده اند:
مجلس اول: شگفتی های آفرینش انسان
مجلس دوم: شگفتی های آفرینش حیوان
مجلس سوم: شگفتی های آفرینش طبیعت
مجلس چهارم: درباره ناملایمات و مصائب
می توان گفت که این کتاب نیز همچون نهج البلاغه و صحیفه سجادیه، یک معجزه است. امام صادق با علم و دانشی الهی، به فلسفه و اسرار آفرینش کاملاً احاطه داشته و در القای این درس ها به صورت فیلسوفی الهی، دانشمندی فرهیخته، پزشکی حاذق، تحلیلگری شیمیدان، تشریح کننده ای متخصص و در یک کلام، عالم و آگاه از همه پدیده های میان آسمان و زمین جلوه گر شده است. در این کتاب ارزشمند حقایقی بیان شده که اکنون پس از گذشت قرن ها تازه به اثبات رسیده اند، از جمله کروی بودن زمین، حرکت وضعی و انتقالی ستارگان، بحث هوا و وجود خلأ و ... پاسخ بسیاری از سؤالات شما در آن نهفته است!
اگر جهان هستی آفرینشگر با رأفت و مهربانی دارد، پس چرا این بلاها و مصیبت ها
در آن پدید می آید؟
(امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به این عقیده می فرمایند) اگر انسان اینگونه باشد (و گرفتار بلایا و مصائب نشود)، استکبار، سرمستی و راحتی او را به فساد در دین و دنیا می کشاند. چنانکه بسیاری از رفاه طلبان و کسانی که در امن و آسایش رشد می کنند، در این فسادها سقوط می کنند.
اینان گاه حتی فراموش می کنند که انسان هستند، پروردگار و سرپرستی دارند، زیانی به آنان خواهد رسید، ناخواسته ای برایشان واقع می شود، باید ضعیفان را یاری کنند، فقیران را کمک رسانند، بر مبتلایان و گرفتار آمدگان رحم کنند و بر ناتوانان و بیچارگان دل بسوزانند. اما هنگامی که انسان در سختی هایی گرفتار آمد و طعم تلخ آنها را چشید، موعظه می شود و چشم خود را در برابر آنچه پیش از این نمی دانست و از آنها در غفلت بود، می گشاید و به بسیاری از وظایف خود آگاه می شود و به آنها می پردازد.
آنانکه این بلاها و مصیبت ها را بی فایده و خالی از حکمت می پندارند، مانند کودکانی هستند که داروهای تلخ و شفابخش را نکوهش می کنند و از اینکه از غذاهای زیانبار منع می شوند به خشم می آیند، از ادب شدن و کار می گریزند و دوست دارند که همواره بیکار باشند تا به سرگرمی ها و بازی بپردازند و هر غذا و شرابی میل کنند.آنان از پیامدها و آثار وخیم بیکاری و خوشگذرانی بی خبرند و نمی دانند که غذاهای خوشمزه و زیانبار برایشان چه زیانی و غذاهای بد مزه و مفید، چه سودی دارد.
و داروی شفابخش، اگرچه تلخ امّا چه سود و منفعتی دارد.
(ادامه این مبحث در کتاب توحید مفضّل، مجلس چهارم، بخش بلاها، عقیده نادانان و پاسخ به شبهه آنان)






