زیارت عاشورا از زیارت های مورد توجه حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه) است و شایسته است که خواندن آن ترک نشود. در کتاب نجم الثاقب از امام زمان (عج الله تعالی فرجه) نقل شده که به سید احمد رشتی فرمودند: شما چرا زیارت عاشورا نمی خوانید؟ (زیارت) عاشورا، عاشورا، عاشورا !
دکتر محمد هادی امینی فرزند مرحوم علامه امینی(ره) مینویسد:
پس از گذشت چهار سال از فوت مرحوم علامه امینی(ره)، شب جمعهای قبل از اذان صبح، وی را در خواب دیدم و او را شاداب و خرسند یافتم... جلو رفتم و پس از سلام و دستبوسی عرض کردم: پدر جان در آنجا چه عملی باعث سعادت و نجات شما گردید؟
فرمود: چه میگویی؟
مجدداً عرض کردم: آقا جان! در آنجا که اقامت دارید، کدام عمل موجب نجات شما شد؛ کتاب الغدیر... یا سایر تألیفات ... یا تأسیس بنیاد و کتابخانه امیرالمؤمنین(علیه السلام)؟
پاسخ دادند: نمیدانم چه میگویی، قدری واضحتر و روشنتر بگو.
گفتم: آقاجان! شما اکنون از میان ما رفته و رخت بربستهاید و به جهان دیگر منتقل شدهاید؛ در آنجا که هستید، کدامین عمل باعث نجات شما گردید، از میان صدها خدمات و کارهای بزرگ علمی و دینی و مذهبی؟
مرحوم علامه امینی... درنگ و تأملی نمودند. سپس فرمودند: فقط زیارت ابی عبدالله الحسین(علیه السلام)
فرمود: در مجالس و محافلی که جهت عزاداری امام حسین(علیه السلام) برپا میشود شرکت کن، ثواب زیارت امام حسین(علیه السلام) را به تو میدهند.
سپس فرمودند: پسرجان! در گذشته بارها تو را یادآور ساختم و اکنون به تو توصیه میکنم که زیارت عاشورا را هیچ وقت و به هیچ عنوان ترک و فراموش مکن. مرتباً زیارت عاشورا را بخوان و بر خودت وظیفه بدان. این زیارت دارای آثار، برکات و فواید بسیاری است که موجب نجات و سعادتمندی در دنیا و آخرت تو میباشد... و امید دعا دارم.
فرزند آن مرحوم مینویسد: علامه امینی با کثرت مشاغل؛ تألیف، مطالعه و رسیدگی به ساختمان کتابخانه امیرالمؤمنین(علیه السلام) در نجف اشرف، به خواندن زیارت عاشورا مواظبت کامل داشتند و سفارش به زیارت عاشورا مینمودند و بدین جهت خودم حدود سی سال است مداومت به زیارت عاشورا دارم.
(به نقل از ماهنامه موعود شماره ۹۵)
با تبلیغات مسموم بنی امیه علیه اهل بیت (علیهم السلام) و تبلیغ خویشاوندی بنی امیه با پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، جو بسیار بدی نسبت به اهل بیت پیامبر اکرم (صلوات الله علیهم اجمعین) در شام ایجاد شده بود. در کتب مقتل آمده است:
به هنگام درآمدن اسیران به دمشق، مردی در برابر امام علی بن الحسین(علیه السلام) ایستاد و گفت: سپاس خدایی را که شما را کشت و مردمان را از شما آسوده کرد و پیشوای مؤمنان ( یزید بن معاویه) را بر شما پیروز گردانید! امام سجاد (علیه السلام) سکوت کردند تا مرد شامی هرچه در دل داشت بیرون ریخت. سپس از او پرسیدند: قرآن خوانده ای؟ مرد جواب داد: آری! امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: این آیه را خوانده ای؟
﴿ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى ﴾ آیه ۲۲ سوره شوری
بگو به ازاى رسالت خود مزدی از شما نمی خواهم، مگر دوستى درباره خويشاوندان
گفت: آری. امام فرمودند: و این آیه را ؟
﴿ وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ ﴾ آیه ۲٦ سوره اسراء
و حق خويشاوندان را بده
گفت: آری! امام فرمودند و این آیه را چطور؟
﴿ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ﴾ آیه ۳۳ سوره احزاب
بی شک خداوند می خواهد هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت بزداید و شما را پاك و پاكيزه گرداند
ای مرد، این آیه ها همه در حق ما (اهل بیت) نازل شده است؛ ماییم ذوی القربی، ماییم اهل بیت پاکیزه از هرگونه آلایش. مرد فهمید که آنچه درباره اسیران کربلا شنیده است، درست نیست. آنان خانواده و فرزندان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) هستند. مرد از آنچه گفته بود، پشیمان شد و گفت: خدایا ! من از این بغضی که (به جهل) از اینان در دل داشتم، به درگاه تو توبه می کنم. من از دشمنان محمّد و آل محمّد (صلوات الله علیهم اجمعین) بیزارم.
کاروان اسیران کربلا با سخنرانی های پرشور امام سجاد (علیه السلام) و حضرت زینب (سلام الله علیها) پردهای تزویر خاندان بنی امیه را کنار کشیدند و چهل سال تبلیغات مسموم آنها را از بین بردند و افکار خفتۀ مردم شام را بیدار و متوجه حقایق کردند.
امام سجاد (عليه السلام) در کاخ یزید خطبهاى را با نواى گرم توحيدى بيان كردند و به معرفی خود و اهل بیت پیامبر (صلوات الله علیهم اجمعین) پرداختند:
من فرزند مكه و منايم؛ من فرزند زمزم و صفايم؛ من فرزند محمد مصطفايم؛ من فرزند على مرتضايم؛ من فرزند فاطمه زهرايم ... امام زينالعابدين (عليه السلام) همچنان به معرفى خويش ادامه داد، تا جایی كه صداى مردم به گريه بلند شد و اركان كاخ يزيد به لرزه درآمد و يزيد از تحت تاثير قرار گرفتن مردم بيمناك شد، از اين رو به مؤذن دستور اذان داد. مؤذن دربار برخاست و با صدايى كه همه مىشنيدند، اذان گفت.
وقتی به جمله ﴿ اَشهَدُ أنّ مُحَمّداً رَسولُ الله ﴾ رسید، امام سجاد (علیه السلام) خطاب به يزيد فرمودند: این محمّد (صلى الله عليه و آله) كه هم اكنون نامش را مؤذن بر زبان آورد و به پيامبرى او گواهى داد، جدّ من است یا جدّ تو؟ اگر بگويى پيامبر اکرم (صلى الله عليه و آله) جد توست، دروغ گفتهاى و كفر ورزيدهاى و اگر باور دارى كه پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله) جد من است، پس چرا و به چه جرمى خاندان او را كشتى؟
آرى بزرگ مبلغ نهضت عاشورا رسالت خويش را به نحو شايسته ايفا نمود و چهره مجلس را با تبليغ رساى خود دگرگون كرد و مجلس يزيد با رسوايى خاندان بنىاميه و يزيد بن معاويه پايان يافت. (مقاتل الطالبين، ج 2، ص 121 و مقتل خوارزمى، ج 2، ص 69)
(برگرفته از کتاب زندگانی حضرت امام حسین (علیه السلام)؛ مهدی پیشوایی)
امام حسین (علیه السلام) مدت شش سال از دوران کودکی خود را در زمان جدّ بزرگوارشان، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) سپری کردند. پس از آن، مدت سی سال در کنار پدرشان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) زندگی کردند و در حوادث دوران خلافت و امامت ایشان فعالانه حضور داشتند. با شهادت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به مدت ده سال در کنار برادر بزرگوارشان امام حسن مجتبی(علیه السلام) در صحنه های سیاسی و اجتماعی حضور داشتند و با شهادت برادر بزرگ خود در سال ۵۰ هجری قمری، امامت و رهبری جامعه مسلمین را بر عهده گرفتند. در مدت ده سال امامت و در اوج قدرت معاویه بن ابی سفیان، بارها با حکومت ظالمانه او مقابله کردند و پس از مرگ معاویه، در برابر حکومت پسرش یزید قیام کردند و در سال ٦۱ هجری و در سرزمین کربلا به شهادت رسیدند.
در زمان امام حسین (علیه السلام) انحراف از اصول و موازین اسلام به اوج خود رسیده بود. معاویه که از سوی خلیفه دوم و سوم به عنوان استاندار شام انتخاب شده بود، با تثبیت قدرت و موقعیت خود، بنام خلیفه مسلمین سرنوشت و مقدرات کشور اسلامی را در دست گرفت و حزب امویان را بر مسلمین مسلط ساخت. معاویه از یک سو، سیاست فشار سیاسی و اقتصادی را در مورد مسلمانان (با قتل، شکنجه، آزار و تحمیل فقر و گرسنگی) اعمال می کرد، و از سوی دیگر با احیای تبعیض های نژادی و رقابت های قبیله ای، آنان را به جان هم می انداخت تا از ناحیه آنها خطری متوجه حکومت او نشود.
معاویه با جعل حدیث و تفسیر و تأویل آیات قرآن کریم به نفع خود، افکار عمومی را فریب می داد و به حکومت خود مشروعیت می بخشید. معاویه در این مدت مردم شام را طوری پرورش داده بود که آنها فاقد بصیرت و آگاهی دینی باشند، تا آنجا که معاویه نماز جمعه را در روز چهارشنبه می خواند و با جعل احادیثی که صورت گرفته بود، بنی امیه را از خویشاوندان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) معرفی کرده بودند!
اما یزید بن معاویه که برخلاف پدرش حتی نمی خواست که ظاهر دین اسلام را هم حفظ کند. او جوانی ناپخته، شهوت پرست، خودسر، فاقد دوراندیشی، خوشگذران و عیاش بود. علناً شراب می خورد و تظاهر به فساد و گناه می کرد. مسعودی یکی از مورخان نامدار اسلامی می گوید: (( یزید در رفتار با مردم، روش فرعون را در پیش گرفته بود و بلکه رفتار فرعون از او بهتر بود! )) با حضور چنین شخص فاسد و پلید و دشمنی علنی او با اسلام، انحراف حکومت اسلامی از مسیر اصلی، رواج بدعت ها، از بین رفتن سنت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، گسترش فساد و آلودگی و اعمال ضد اسلامی در جامعه، بخوبی به علت قیام امام حسین (علیه السلام) پی می بریم.
(برگرفته از کتاب زندگانی حضرت امام حسین (علیه السلام)؛ مهدی پیشوایی)
همایش شیرخوارگان حسینی و با شعار " از شیرخوارگی بیعت با امام حسین(علیهم السلام) " به منظور ایجاد، پرورش و عمق بخشیدن به عواطف و محبّت نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به ویژه حضرت امام حسین(علیهم السلام) و خانواده آن حضرت، ایجاد وحدت فکر، فعال کردن تفکرات بالقوه حسینی و به نمایش گذاشتن ابعاد عاطفی، حماسی و عقلانی قیام امام حسین (علیهم السلام) در سراسر ایران برگزار می شود.


از امور فطرى در انسان، الگو پذیرى اوست و یكى از بهترین و مؤثرترین راههاى تربیت، معرفى الگوهاى مناسب است. هرچه الگو برجستهتر و كاملتر باشد، جاذبه بیشترى خواهد داشت. انسان هر كسى را که دوست بدارد، سعى مىكند رفتار و گفتار و كردارش را هماهنگ با او بسازد.
ولایت و محبّت اهل بیت (علیهم السلام)، بستر الگو پذیرى و پیروى از آن بزرگواران است. این الگوپذیری و ایجاد محبّت (نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) ) اگر از دوران کودکی در وجود فرد شکل بگیرد، اثر ماندگارتر و مؤثرتری بر فرد خواهد داشت. و این عشق به اهل بیت (علیهم السلام) از همان کودکی در قلب و روح مان جای گرفته است. ایران سرزمین عاشقان پیامبر اکرم و اهل بیت عصمت و طهارت (صلوات الله علیهم اجمعین) است.
با قلب بشر مونس و دمساز حسين است
در خلـوت دل محـرم و همـراز حسين است
گر خلق تـو را از در خـود جمله بـراننـد
آنکس که پنـاهت بـدهـد بـاز حسيـن است
از مردم دنيـا نطلـب حـاجـت خود را
درخواست از او کن که سبب ساز حسين است

جشنواره حکمت مطهر در سه بخش دانشجویی، اساتید، و کارمندان نهاد و ائمه جماعات دانشگاه ها برگزار می شود.
تمامی دانشجویان که در مقاطع مختلف تحصیلی مشغول به تحصیل هستند، می توانند در بخش دانشجویی جشنواره شرکت کنند.
جشنواره در بخش های مختلفی از جمله: بخش کتابخوانی، بخش تحقیق دروس معارف اسلامی، بخش ادبی برگزار می گردد. جوایز این جشنواره شامل سفر حج عمره و صدها سکه بهار آزادی می باشد.
برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام در جشنواره به این سایت مراجعه کنید:
﴿ (مريم) به سوى (عيسى) اشاره كرد. گفتند: چگونه با كسى كه در گهواره (و) كودك است، سخن بگوييم؟
چهارم دی ماه هر سال یادآور فرخنده زاد روز میلاد حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام) است كه در تاریكی های جهل و خشونت، آوای خوش مهر و محبت را سرداد. میلاد حضرت عیسی (علیه السلام) را به تمامی مسیحییان جهان تبریک می گوئیم.

بگو دعایت را مستجاب کردیم!
روزی حضرت عیسی (علیه السلام) از صحرایی می گذشت. در راه، به عبادتگاه عابدی رسید و با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام جوانی که به کارهای زشت و ناروا مشهور بود، از آن جا می گذشت. وقتی چشمش به حضرت عیسی (علیه السلام) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند. همان جا ایستاد و گفت: "خدایا! من از کردار زشت خویش شرمنده ام، اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟! خدایا عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر! " چشم عابد که بر جوان افتاد، سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت: "خدایا ! مرا در قیامت با این جوان گناهکار محشور مکن! "
در این هنگام خداوند به پیامبرش حضرت عیسی (علیه السلام) وحی فرمود:
" به این عابد بگو ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با آن جوان محشور نمی کنیم. چه، او به دلیل توبه و پشیمانی، اهل بهشت است و تو، به علت غرور و خودبینی، اهل دوزخ" !
﴿ فَمَنْ حَآجَّكَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَ أَبْنَاءكُمْ وَ نِسَاءنَا وَ نِسَاءكُمْ وَ أَنفُسَنَا و أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِینَ ﴿۶۱﴾ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَ مَا مِنْ إِلَهٍ إِلاَّ اللّهُ وَ إِنَّ اللّهَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ ﴿۶۲﴾ ﴾
هرگاه بعد از علم و دانشی كه (درباره مسیح) به تو رسیده،(باز) كسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیك و شما خویشان نزدیك خود را فرا خوانیم؛ سپس مباهله كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم (۶۱) آرى داستان درست (مسیح) همین است و معبودى جز خدا نیست و خداست كه در واقع همان شكستناپذیر حكیم است (۶۲) سوره مبارکه آل عمران
دیدار نمایندگان نجران با پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم)
نمایندگان نجران (مسیحیان ساکن در عربستان) پس از دیدار با پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) با ایشان به مباحثه و تبادل نظر پرداختند و در مورد خداوند متعال، حضرت مسیح (علیه السلام) و حضرت مریم (سلام الله علیها) به گفتگو نشستند. در نهایت آنان به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) گفتند: گفتگوهای شما ما را قانع نمی كند. در این هنگام حضرت جبرئیل نازل گردید، و آیه مباهله را آورد و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) را مأمور كرد تا با كسانی كه با او مجادله می كنند و حق را نمی پذیرند به مباهله برخیزد. نمایندگان نجران از پیامبر وقت خواستند و قرار شد فردای آن روز به مباهله بروند.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) با چه کسانی به مباهله رفتند؟
وقت مباهله فرا رسید. مراسم مباهله در نقطه ای خارج از شهر مدینه، در دامنه صحرا انجام گرفت. اسقف مسیحی به نمایندگان نجران گفته بود در مراسم مباهله نگاه كنید، اگر محمّد (صلی الله علیه و اله و سلم) با فرزندان و خانواده اش برای مباهله آمد، از مباهله با او بترسید و اگر با یارانش آمد با او مباهله كنید. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) به همراه حضرت علی، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) به سمت صحرا رفتند. از آن سو نمایندگان نجران در حالی كه اسقف آنها پیشاپیش حركت می كرد به محل رسیدند. وقتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) را دید، از همراهان ایشان پرسید، كه به او گفتند: این (علی) پسرعمو و داماد او و محبوبترین خلق خدا نزد او است و این دو پسر، فرزندان دختر او از حضرت علی (علیه السلام) هستند و آن بانوی جوان، دخترش حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است كه عزیزترین مردم نزد او، و نزدیك ترین افراد به قلب او است. نمایندگان نجران وقتی كه دیدند پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) نزدیكان و عزیزان خود را برای مباهله به همراه آورده است، دریافتند كه رسول الله (صلی الله علیه و اله و سلم) به دعوت و دعای خود اعتقاد راسخ دارد، چون هیچکس علیه خانواده و فرزندان خود اقدامی نمی کند و عزیزان خود را در معرض بلای آسمانی و عذاب الهی قرار نمی دهد، مگر آنکه ایمان و یقین داشته باشد که خطری در بین نیست و در این صورت او در دعویش صادق است.
به اسقف گفته شد كه برای مباهله قدم پیش گذار. اسقف گفت: نه، من مردی را می بینم كه نسبت به مباهله با كمال جرأت اقدام می كند و می ترسم راستگو باشد. من چهره هایی را می بینم كه هرگاه دست به دعا بلند كنند و از درگاه الهی بخواهند كه بزرگترین كوه ها را از جای بركند، فوراً اینطور خواهد شد. بنابراین، هرگز صحیح نیست ما با این افراد مباهله نماییم، زیرا بعید نیست كه همه ما نابود شویم، و ممكن است دامنه عذاب گسترش پیدا كند، و همه مسیحیان جهان را بگیرد و در روی زمین حتی یك مسیحی باقی نماند.
انصراف از مباهله
هیات نمایندگی نجران با دیدن وضع یاد شده، وارد شور شده و به اتفاق آراء تصویب كردند كه هرگز وارد مباهله نشوند، آنان حاضر شدند كه هر سال مبلغی به عنوان جزیه ( مالیات سالانه) بپردازند و در برابر آن، حكومت اسلامی از جان و مال آنان دفاع كند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) نیز رضایت خود را اعلام نمود و قضیه مباهله به اتمام رسید.
در روایتی از رسول اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) نقل شده است که حضرت فرمودند: به آن خدایی که جانم بدست اوست، هلاکت تا بالای سر اهل نجران آویزان شده بود و اگر مباهله می کردند، مسخ می شدند و بیابان در زیر پایشان شعله ور گشته، سرانجام خدای تعالی نجران و اهلش را منقرض می کرد، حتی مرغان بالای درخت هایشان را می سوزاند و اما بقیه نصارای دنیا یک سال طول نمی کشید که همه هلاک می شدند و در روی زمین حتی یک نصرانی باقی نمی ماند. (الميزان ج ۳، ص ۳۶۵)
داستان مباهله که خداوند در آیه ۶۱ سوره آل عمران بدان پرداخته است، یکی از دلایلی محکم و غیرقابل تردید در فضیلت اهل بیت عصمت و طهارت (علیهما السلام) به شمار می رود.
(مسجد مباهله / اجابه - مدینه منوره)



