تبليغاتX
طوبی


 

حُسین

 

حسین نامی و عاشورا ماجرایی است که به ابدیت پیوسته اند، ابدیتی که فراموشی بدان راهی ندارند، ابدیتی تا ابد جاوید و زنده در دل تاریخ! و هیچ مرهمی نیست که بتواند پس از سالیان دراز این زخم جانگداز را التیام بخشد.

قیام امام حسین (علیه السلام) نه فقط محدود به مرزهای ایران و تشیع، که در قلب تمام حق جویان و آزادی خواهان جای دارد. گاندی، مصلح بزرگ هند می گوید: من برای ملت هند هیچ چیز نیاوردم، بلکه فقط نتیجه ای را که از مطالعات خود درباره قهرمان کربلا بدست آورده بودم، برای ملت هند به ارمغان آوردم. ما اگر بخواهیم هند را نجات دهیم، واجب است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علی است (علیه السلام) پیمود.

هیهات من الذله

من از روی غرور، تکبّر، تباهکاری و ستمگری قیام نکرده ام؛ بلکه تنها برای این به پا خواستم که اوضاع امت جدّم را سامان دهم. می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و روش جد و پدرم را در پیش گیرم.

بحار الانوار، ج ٤٤ ،ص ۳۲۹                     

و این شعار حسین بن علی است (علیه السلام) است که در گوش تاریخ پیچیده است: ایستادگی در برابر ظلم و ظالم، حق طلبی و ظلم ستیزی.

(( پیشامد ما همین است که می بینید. اوضاع زمان دگرگون شده، زشتی ها آشکار و نیکی ها و فضیلت ها از محیط ما رخت بربسته است، و از فضیلت ها جز اندکی مانند قطرات ته مانده ظرف آب باقی نمانده است. مردم در زندگی پست و ذلّت باری به سر می برند و صحنه زندگی همچون چراگاهی سنگلاخ و کم علف، به جایگاه سخت و دشواری تبدیل شده است.

آیا نمی بینید که دیگر به حق عمل نمی شود و از باطل خودداری نمی شود؟ در چنین اوضاعی جا دارد که شخص با ایمان مشتاق دیدار پروردگار باشد. در چنین محیط ذلّت بار و آلوده ای، مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز رنج و آزردگی و ملال نمی دانم.

این مردم بردگان دنیا هستند، و دین لقلقه زبانشان است. حمایت و پشتیبانی آنها از دین تا آنجاست که زندگیشان همراه با رفاه و آسایش باشد، و آنگاه که در بوته آزمایش قرار گیرند، دینداران کم خواهند بود. ))

                                                                        (خطبه امام حسین (علیه السلام) در راه عراق در مکانی به نام ذی حُسُم)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387;ساعت 18:1;  توسط کانون;  | 

 

اگر حسين (عليه السلام) كشته شد، چندان شگفت نيست، چرا كه پدرش (علی (علیه السلام) ) با همه آن ارزش‏ها و كرامت‏هاى برتر نيز قبل از او به شهادت رسيد. اى كوفيان! با آن چه نسبت ‏به حسين (عليه السلام) روا داشتید، شادمان نباشيد. آن چه گذشت، واقعه‏اى بزرگ بود! جانم فداى او باد كه در كنار شط فرات، سر بر بستر شهادت نهاد. آتش دوزخ جزاى كسانى است كه او را به شهادت رساندند.

حضرت امام سجاد (عليه السلام)، بزرگ مبلغ قيام عاشورا با سخنرانى و خطبه‏هاى آتشين خود توانستند نهضت ‏حق‏طلبانه سالار شهيدان را از هجوم تحريفات نجات بخشند. امام سجاد (علیه السلام) با زنده نگهداشتن ياد و خاطره جانبازى شهيدان نينوا و گريه بر آنان، اهداف شهيدان كربلا را دنبال مى‏كردند. ظلمت ‏حادثه كربلا و قيام جاودانه عاشورا به قدرى دلخراش بود كه شاهدان آن مصيبت عظيم تا زنده بودند، آن را فراموش نكردند. هر وقت امام سجاد (علیه السلام) مى‏خواستند آب بياشامدند، تا چشمشان به آب مى‏افتاد، اشك از چشمانشان سرازير مى‏شد. هنگامى كه سبب گريه آن حضرت را مى‏پرسيدند، مى‏فرمودند:

چگونه گريه نكنم، در حالى كه يزيديان آب را براى وحوش و درندگان بيابان آزاد گذاشتند، ولى به روى پدرم بستند و او را تشنه به شهادت رساندند.

مورخين نوشته‏اند: ابراهيم پسر طلحه در هنگام ورود کاروان اسرای اهل بیت (علیهم السلام) در شام بود. چون على بن الحسين (عليه السلام) را ديد، از حضرت پرسيد: على بن الحسين! حالا چه كسى پيروز است؟ (گويا فرزند طلحه شكست پدرش در جنگ با على ‏بن ابى‏طالب (‏عليه السلام) را در برابر چشمانش مجسم كرد و از روى انتقام‏جويى چنين گفت.) امام سجاد (عليه السلام) فرمود:

اگر مى‏خواهى بدانى ظفرمند كيست؟ هنگام نماز، اذان و اقامه بگو

پاسخ كوتاه، اما كوبنده امام سجاد (عليه السلام) به پسر طلحة بن عبيدالله، پيامى ژرف به همراه داشت. به او فهماند كه جنگ ما در گذشته و حال براى عزت و قدرت دنيايى نبود، كه اكنون ما شكست ‏خورده باشيم و تو و يزيد فاتح باشيد. قيام ما براى زنده ماندن پيام وحى و رسالت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ‏بود و تا زمانى كه نداى اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمّدا رسول الله به گوش رسد و مسلمانان براى نماز خويش در اذان و اقامه،اين شعارها را تكرار كنند، ما پيروزيم.

(منبع: ماهنامه مبلغان، سید عباس رفیعی‏پور)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387;ساعت 17:40;  توسط کانون;  | 

 

  سر نی در نينوا می ماند اگر زينب نبود       كربلا در كربلا می ماند اگر زينب نبود     

زینب، یعنی زینت پدر و این نامی است كه خداوند برای دختری انتخاب كرد كه با انجام رسالت خویش، زینت بخش تاریخ شد و موجب افتخار و سرافرازی خاندان وحی و ولایت گشت.

رحلت پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، شهادت مظلومانه مادر حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، فرق خونين پدر امام علی (عليه السلام)، جگر پاره پاره امام حسن (عليه السلام) و سر بريده امام حسین (عليه السلام)، شهادت فرزندان و برادران و برادر زاده ها و همچنين حوادث تلخی چون اسارت، نمونه هايی از مصائبی است که بر این بانوی صبر، حضرت زینب (سلام الله علیها) گذشته است.

حضرت زینب (سلام الله علیها) با حضور در نهضت کربلا، مسئولیت بزرگى را بر عهده گرفتند. تردیدی در نقش ایشان در حفظ کردن قیام عاشورا و ابلاغ پیام آن نیست. بدون شک بی حضور حضرت زینب (سلام الله علیها) این قیام به بلوغ و سرانجام مطلوب خویش نائل نمی گشت. سخنرانی ها و خطبه های غرای عقیله بنی هاشم حضرت زینب (سلام الله علیها) ارکان کاخ ظالمانه یزید را به لرزه در آورد و عمق فاجعه عظیم کربلا را برای همگان آشکار کرد.

این زینب است که مى گوید: این لكه ننگ را چگونه خواهید شست، درحالى كه فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و سید جوانان بهشت را كشته اید؟

این زینب است که وقتی می بیند یزید با چوب خیزران به لب و دندان خون خدا جسارت مى كند، فریاد مى زند (( تبت یدا ابى لهب)) اى یزید! دستانت بریده باد! آیا مى دانى چه مى كنى؟ آیا مى دانى كه چوب بر لب و دندان حبیب رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، پسر مكه و منى و پسر فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مى كوبى؟

این زینب است که در برابر نعره مستانه عبیدالله بن زیاد، آن گاه که به پیروزیش مى‏نازید و مى‏گفت: (( کار خدا را با خاندانت چگونه دیدى؟! )) با شهامت و شجاعت و صف ناپذیرى گفت:

والله ما رأیت إلا جمیلا      به خدا سوگند، جز زیبایى چیزى ندیده‏ام

(برگرفته از: روزنامه ایران، حجت الاسلام علی اصغر صرفه جو)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387;ساعت 8:52;  توسط کانون;  | 

 

اگر نهضت امام‏ حسین (عليه السلام) در همان مرحله نخست خلاصه مى‏شد و كسى نبود كه پیام نهضت و خبر واقعه کربلا را به گوش مردم آن زمان برساند، ماه‏ها زمان لازم بود تا به طور طبیعى خبر به شهرهاى اطراف برسد. در این مدت یزیدیان با آن همه امكانات تبلیغاتى كه در اختیار داشتند، به راحتى مى‏توانستند وقایع كربلا را در راستاى منافع خود تحریف كنند و به گونه‏اى به گوش مردم برسانند كه براى حكومت یزید كم‏ترین ضرر و زیان را در برداشته باشد. در این صورت تا حد بسیار زیادى از تأثیر قیام امام‏حسین (عليه السلام) در جامعه آن زمان و جوامع آینده مسلمانان كاسته مى‏شد، و به طور قطع ما امروز شاهد این همه آثار و بركات براى نهضت امام حسین (عليه السلام) نبودیم. در بین کاروان اسرای کربلا، که شاهدان اصلی آن واقعه بودند، دو چهره آشنا از خاندان اهل بیت (علیهم السلام) وظیفه سنگین پیام رسانی نهضت امام حسین (عليه السلام) را عهده دار بودند.

امام سجاد (عليه السلام) که پس از شهادت پدر بزرگوارشان، امام حسین (عليه السلام) امامت و رهبری مسلمانان را عهده دار شدند، نقش تعيين‌كننده ای در احيای نهضت حسينی داشتند و در این راه همراه عمه شان، حضرت زینب (سلام الله علیها) به افشاگری بر علیه حکومت بنی امیه پرداختند.

خطبه ها و سخنرانی های پیام آوران کربلا، حضرت امام سجاد (عليه السلام) و حضرت زينب كبرى‏ (سلام الله علیها) چنان در روحيه مردم شام (که در بی خبری نسبت به خاندان اهل بیت (علیهم السلام) بودند)  تاثير گذاشت كه انقلاب به پا كرد. شاميان دريافتند كسانى كه با چنين وضع فجيعى در كربلا شهيد شدند، شورشى نبودند. آنان خاندان كسى هستند كه يزيد به نام وى بر مسلمانان حكومت مى‏كند. مؤذن دربار به يزيد اعتراض كرد و با شگفتى پرسيد: تو كه مى‏دانستى اين‏ها فرزندان پيامبر هستند، به چه علت آنان را كشتى و دستور دادى اموال آنان را غارت كنند؟ عالم يهودى كه در مجلس يزيد بود، پس از شنيدن سخنان امام سجاد (عليه السلام) از يزيد پرسيد: اين جوان كيست؟ يزيد گفت: فرزند حسين ‏(عليه السلام). يهودى گفت: كدام حسين؟... آن قدر پرسيد تا دانست اين‏ها از خاندان پيامبر اكرم (‏صلى الله عليه و آله) هستند. حسين كسى است كه مظلومانه در كربلا به شهادت رسيده و او فرزند دختر رسول الله (‏صلى الله عليه و آله) است. يزيد را مورد سرزنش قرار داد و گفت: شما ديروز از پيامبرتان جدا شديد و امروز فرزندش را كشتيد!!

بى ‌شک سخنان بيدارگرانه امام سجاد (عليه السلام) و حضرت زينب (سلام الله علیها) در عصر اسارت، وجدان‌هاى خفته امت اسلام را بيدار ساخت، تا اينکه قيام‌هاى خونخواهی شهدای کربلا در قالب جنبش توابين و سپس قيام مختار شکل گرفت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387;ساعت 17:10;  توسط کانون;  | 

 

               سی امین بهار پیروزی انقلاب شکوهمند جمهوری اسلامی ایران

 و آغاز دهه فجر گرامی باد!

  

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387;ساعت 9:30;  توسط کانون;  | 

 

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم):

مثل اهل بیت من در میان شما (و براى شما)، همانند کشتی نوح در میان قوم او است. هر کس آن را سوار شد، نجات پیدا کرد و هر که از آن كناره گرفت (و تخلف ورزید)، هلاک گردید. (مستدرک ج ۲، ص ۳٤۳)

            

میلاد خجسته پنجمین مهر سپهر امامت و ولایت، شکافنده علوم، امام محمّد باقر (علیه السلام) و هفتمین نور آسمان امامت و هدایت، باب الحوائج، امام موسی کاظم (علیه السلام) مبارک باد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387;ساعت 15:28;  توسط کانون;  | 

 

الإمامُ زينُ العابدينَ (عليه السلام) : فَلَمّا وُلِدَ الحُسَينُ (عليه السلام) أوحى اللَّه تَعالى إلى جَبرَئيلَ (عليه السلام) أنَّهُ قَد وُلِدَ لُِمحَمَّدٍ إبنٌ فاهبط إلَيهِ فَهَنِّهِ وَ قُل لَهُ إنَّ عَليّاً مِنكَ بمَنزلَةِ هارونَ مِن موسى فَسمِّهِ باسم ابن هارونَ فَهَبَطَ جَبرَئيلُ (عليه السلام) فَهَنَّاهُ مِنَ اللَّهِ تَعالى ثُمَّ قالَ: إنَّ اللَّهَ‏ عزّ وَ جَل يَأمُرُكَ أن تُسَمّيهِ باسم إبن هارونَ، فَقالَ وَ ما كانَ اسمُهُ؟ قالَ : شُبَيراً ، قالَ : لِساني عَرَبيٌ ، قالَ : سَمِّهِ الحُسَينَ .

امام سجّاد (عليه السلام) : چون حسين (عليه السلام) زاده شد، خداوند متعال به جبرئيل وحى فرمود كه براى محمّد (صلى الله عليه و آله) پسرى متولد شده است، نزد او برو و شادباش بگو، و به او بگو كه على براى تو به منزله هارون براى موسى است. پس طفل را به نام پسر هارون نامگذارى كن. حضرت جبرئيل فرود آمد و از جانب خداوند متعال به پيامبر (صلى الله عليه و آله) تبريك گفت، و آنگاه عرضه داشت: خداوند عزّ و جل به تو فرمان مى‏دهد كه او را به نام پسر هارون نامگذارى كنى. پيامبر (صلى الله عليه و آله) پرسيدند: نام پسر هارون چه بوده‏است؟ حضرت جبرئيل گفت: شُبَير. پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمودند: زبان من عربى است. حضرت جبرئيل گفت: نامش را حُسَين بگذار. ١

مؤلف تاج العروس نویسد که شَبر بر وزن بَقّم و شُبیر بر وزن قُمَیر و مُشبر بر وزن مُحَدّث نام پسران هارون نبی(علیه السلام) (برادر حضرت موسی(علیه السلام)) بوده است و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) امام حسن، امام حسین و محسن (علیهم السلام) را با این سه نام خوانده است۲ (معنی این سه اسم در زبان عربی شَبر = حسن، شُبیر = حسین و مُشبر = محسن است).

                                        که سادات جمع جوانان جنّت

                               نبی گفت هستند شبیر و شبر                 (ناصر خسرو)

بر مهر مصطفی زی و اصحاب و آل او

                          بر دوستی شبر و بر دوستی شبیر                (سوزنی)

همیشه به دیدار تو شاد سلطان

                            چو حیدر به دیدار شبیر و شبر                     (فرخی)

گر خردمند بداند که بدین حال و صفت

                           باب علم نبی و باب شبیر و شبرست             (ناصر خسرو)

١.  بخش ۰٤ از کتاب منتخب میزان الحکمه، محمّد محمّدى رى شهرى

۲.  لغت نامه دهخدا

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387;ساعت 18:9;  توسط کانون;  | 

                                    

زیباترین روح پرستنده، زینت عبادت کنندگان، سید الساجدین مجموعه دعاهایی را برایمان به یادگار گذاشته اند که با عطر دل انگیز این نیایش ها، مشام جان آدمی معطر می شود.

دوره امامت امام علی بن الحسین(علیه السلام)  (٦١ تا ۹٥ قمری) و بخصوص پس از واقعه عظیم کربلا، یکی از تاریک ترین دوره های ظلم و بیداد و استبداد حکومت آل ابوسفیان (بنی امیه و آل مروان) بود. در چنین شراط سخت و نامساعد سیاسی و اجتماعی، امام سجاد(علیه السلام) یگانه عهده دار نگهبانی از شریعت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بودند. در این شرایط دشوار امام سجاد(علیه السلام) با کوله باری از خاطرات تلخ و دشوار کربلا و روز عاشورا، سختی های اسارات و تکلیفشان در رساندن پیام عاشورا، با صحیفه سجادیه، پناهگاهی برای حفظ اسلام راستین، نشر سیره نبوی و مکتب شیعه، تبیین معارف توحیدی، احکام اجتماعی، سیاسی و اخلاقی اسلام ایجاد کردند.

آن حضرت عاشقان حقیقت و جویندگان معرفت را از علم و دانش خود بی بهره نگذاشتند و حقایق و معارف دینی را در قالب دعا و نیایش ارائه کردند. اگرچه صحیفه سجادیه مجموعه ای از دعا و نیایش است، اما شامل بسیاری از علوم و قوانین و احکام شرعی و مسایل سیاسی، اجتماعی، تربیتی و اخلاقی در قالب دعاست.

چه غفلت بزرگی است که از (( انجیل اهل بیت )) و (( زبور آل محمّد (صلوات الله علیهم اجمعین) ))، از صحیفه سجادیه غافل باشیم. امام سجاد (علیه السلام) دعاها و نیایش ها را با چنان لطافت، زیبایی و اثربخشی آورده اند، که اگر یک بار آن را بخوانیم، الفت و پیوندی عمیق با آن ایجاد می شود.

                            

سپاس و ستایش پروردگاری راست که اگر معرفت ثنایش و آیین سپاسگزاریش را از بندگانش دریغ کرده بود و به آنان، رسم سپاس و ستایش نمی آموخت، تا در برابر انبوه نعمت های وزین و ارجمندش و نیکی های پی در پی اش او را بستایند، در نعمت هایش تصرف می کردند و از ثنای او لب فرو می بستند.

 سپاس و ستایش خدایی را که در نیاز و حاجت خواهی را جز به سوی خود نگشود. پس چگونه توانایی سپاس و ستایش او را داریم؟ یا آن که کی و کجا حق شکرش را به جای آریم؟ نه، هرگز! کجا توانسته ایم؟

خداوندا ! اگر بخواهی که از ما درگذری، این گذشت، نشانه فضل توست و اگر بخواهی که ما را کیفر دهی، این نشانه عدل توست. پس به رسم نعمت بخشی ای که داری، به آسانی از ما درگذر و در سایه بخشایشت ما را از کیفر پناه ده، زیرا که یارای تحمل عدل تو را نداریم و برای هیچ یک از ما بی گذشت تو راه رهایی نیست.

(خدایا !) اگر برای ما فراغت بالی را تقدیر کرده ای، چنانش کن که به سلامت بگذرد، وَبالی نیاورد و مَلالی به ما نرساند، تا نویسندگان بدی ها با نامه تهی از گناه از نزد ما بازگردند و نویسندگان نیکی ها به سبب کارهای نیکی که از ما نوشته اند، با شادی و سرور به سوی تو باز آیند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387;ساعت 21:3;  توسط کانون;  |